گواهي شيخين عليه خودشان - الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية علي بن ابيطالب (ع)

خانه |صفحه ي مشخصات | پست الکترونيک | امروز : 3 بازديد

+ گواهي شيخين عليه خودشان

            

بسم الله الرحمن الرحيم

 

پيامبر اعظم ( ص ) : « اِنّ هذا أخي و وصيّي و خليفتي من بعدي ، فاسمعوا له وأطيعوا. » [1]

اين [ علي ] برادر من ، وصي من ، جانشين من بعد از من است ، پس به او گوش فرا دهيد و از او اطاعت نمائيد .

 

[[ متن اين نوشته از کتاب  " آنگاه هدايت شدم "  دکتر سيد محمّد تيجاني سماوي استخراج کرده ام ]]

 

خدايا لعنت کن اولي  و دومي  و سومي را

 

گواهي شيخين عليه خودشان :

 

بخاري در صحيحش ، در باب « مناقب عمر بن خطاب » گويد : هنگاميکه عمر ضربه خورد ، از شدت درد ناله مي کرد ، ابن عباس مي خواست دلداريش بدهد ، بدو گفت :

« اي امير مؤمنان! هر چه باشد تو مدتي در خدمت پيامبر بودي و صحابي خوبي بودي ، آنگاه از اوجدا شدي     در حاليکه از تو راضي و خشنود بود ، سپس همنشين ابوبکر شدي و با او هم بسيار خوب بودي و در حالي        فراقش را تحمّل کردي و او هم از تو راضي بود و آنگاه با اصحاب آنان ، همنشين شدي و با آنها نيز برخورد خوبي داشتي و اگر از آنها جدا مي شوي ، بي گمان در حالي جدا مي شوي که از تو راضي اند » .

عمر گفت :

« اما آنچه گفتي از همنشيني با پامبر و خشنوديش از من ، پس آن از منّتهاي خداوند بر من بود و اما آنچه که ياد کردي از هم صحبتي با ابوبکر و رضايتش ، پس آن هم از منّت هاي الهي بر من بود و اما نگراني و سراسيمگي من ، پس براي تو و يارانت مي باشد. بخدا قسم اگر هر جا از زمين که بر آن آفتاب تابيده است طلا مي شد و مال من بود ، پس همه ي آنها را فديه مي دادم تا شايد از عذاب الهي ، قبل از ديدارش رهائي يابم » . [2]

و تاريخ سخن ديگري را نيز از او به ثبت رسانده است :

« اي کاش گوسفندي در خانواده ام بودم که هرگاه بخواهند مرا فربه کنند تا پس از فربه شدن و زيارت دوستانشان ، مرا مي کشتند و قسمتي از گوشتم را کباب کرده و قسمتي را خشک مي کردند و سپس مرا مي خوردند و چون " مد‌فوع" خارج مي شدم و " بشر" نبودم . » [3]

و مانند چنين سخني ، تاريخي براي ابوبکر نيز به ثبت رسانده است ، نوشته اند : هنگامي که ابوبکر به پرنده اي برفراز درختي مي نگريست ، چنين گفت :

« خوشا بحال تو اي پرنده ، ميوه مي خوري و بر درخت مي نشيني و نه حساب و کتابي داري و نه عقاب و عذاب الهي ! اي کاش  من هم در کنار راه بر درختي بودم و شتري بر من مي گذشت و مرا مي خورد و سپس همراه با سرگين آن خارج مي شدم و هرگز از بشر نبودم .» [4]

با ديگر گفت :

                   « اي کاش مادرم مرا نمي زائيد ! اي کاش کاهي در لاي خشتي بودم ... » . [5]

 

و اينها برخي از اقوال آنها بود که تنها براي نمونه ذکر کردم.

و اينست کتاب آسماني خداوند که بندگان مؤمنش را چنين بشارت مي دهد :

« الا ان اولياء  الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون . الذين آمنوا و کانوا يتّقون ، لهم البشري في الحياة الدنيا و في الآخره لا تبديل لکلمات الله ذلک هوالفوز العظيم » .[6]

- همانا اولياي خدا هرگز ترس و خوفي ندارند و هيچ اندوهي در دلشان نيست ، آنان که ايمان آورده و با تقوا هستند ، در دنيا و آخرت ، بشارت به آنها داده مي شود و در سخنان الهي تغيير و تبديلي نيست و اين همان رستگاري بزرگ است .

و مي فرمايد :

« ان الذين قالو ربّنا الله ثمّ استقاموا تتنزل عليهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التي کنتم توعدون. نحن اولياؤکم في الحياة الدنيا و في الآخره و لکم فيها ما تشتهي انفسکم و لکم فيها ما تدّعون ، نزلا من غفور رحيم » .[7]

- و آنان که گفتند ، پروردگار ما « الله » است و استقامت ورزيدند ، فرشتگان بر آنها نازل شده و به آنها بشارت دهند که هراس و اندوهي نداشته باشيد و به بهشتي که به آن وعده تان مي دادند ، خرسند باشيد ، ما در دنيا و آخرت ، دوستان و اولياي شمائيم و همانا در آخرت هر چه بخواهيد و اشتها کنيد ، براي شما باشد و در آنجا هرچه درخواست کنيد ، به شما داده خواهد شد ، اين سفره را خداي بخشنده و مهربان براي شما گسترده است .

 

پس چرا ابوبکر و عمر آرزو مي کنند که اي کاش از بشر نبودند ، همان بشري که خداوند آن را بر ساير آفريدگانش ، کرامت بخشيده است ؟ و اگر مؤمن معمولي که در دنيا ، پايدار بوده است ، به چنين مقامي نائل مي آيد که فرشتگان بر او نازل گردند و به مقام و منزلتش در بهشت ، بشارتش دهند و ديگر از عذاب الهي نهراسد و از آنچه  در دنيا باقي گذاشته ، اندوهگين نباشد و پيش از رسيدن به آخرت ، در دنيا بشارتش دهند ، پس چه شده است که بزرگان اصحاب و همانها که طبق آموخته هايمان برترين افراد پس از پيامبرند ، و آرزو مي کنند که اي کاش مدفوع يا سرگين يا مو و يا کاه بودند ؟ و اگر واقعاً فرشتگان ، آنان را به بهشت بشارت داده بودند ، هرگز چنين آرزوئي نداشتند که آنچه بر زمين از نور خورشيد تابيده است ، اگر از طلا شود ، همه را فديه دهند ، شايد از عذاب الهي ، قبل از ملاقاتش ، آسوده گردند !

 

 

[1] تاريخ طبري – ج2 – ص 319 ، تاريخ ابن اثير – ج2 – ص62 ، سيره حلبيه – ج1 – ص 311 ، شواهد التنزيل حسکاني – ج1 – ص371 ، کنز العمال – ج15 – ص15 ، تاريخ ابن عساکر – ج1 – ص85 ، تفسير خازن نوشته علاء الدين شافعي – ج3 – ص371 ، حيات محمد نوشته حسنين هيکل – چاپ اول – باب « و انذر عشيرتک الاقربين »

 

[2] صحيح بخاري – ج2 – ص201 .

 

[3] منهاج السنه ابن تيميّه – ج3 – ص131 ، حليه الاولياء ابونعيم – ج1 – ص52

 

[4 و 5 ] تاريخ طبري – ص41 ، الرياض النظره – ج1 – ص134 ، کنزالعمّال – ص361 ة منهاج السنه اين تيميّه – ج3 –ص120

 

[6] سوره مبارکه يونس - آيات 62 و 63 و 64

 

[7] سوره مبارکه فصلت – آيات 30 و31 و 32


نوشته شده توسط محمد امين احسن مقدم در چهارشنبه 31/3/1385 و ساعت 5:29 صبح | نظرات ديگران()
درباره خودم
محمد امين احسن مقدم[50]
بنده ي از بندگان خدا
لينک به وبلاگ
منوي اصلي
 RSS 
صفحه نخست
پست الکترونيک
صفحه ي مشخصات
خانگي سازي
ذخيره کردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نوشته هاي پيشين
هفته سوم آبان 84 [5]
هفته چهارم آبان 84 [3]
هفته نخست آذر 84 [2]
هفته دوم آذر 84 [3]
هفته سوم آذر 84 [3]
هفته چهارم آذر 84 [5]
هفته نخست دی 84 [4]
هفته دوم دی 84 [2]
هفته چهارم بهمن 84
هفته نخست اسفند 84 [2]
هفته دوم اسفند 84 [2]
هفته سوم اسفند 84
هفته نخست فروردين 96

آمار وبلاگ

مجموع بازديدها : 6491
پيوندها



















ظهور عشق
ارميا
سايت امام عصر
سايت حضرت مهدي (عج)
سايت منجي
سايت امام المهدي
انديشه قم
پاسخ پرسش هاي ديني شما
مجله مذهبي خيمه
نشريه خورشيد مکه
سايت سبکبالان
سايت دکتر احمدي نژاد
سايت آل شيعه
سايت امام علي(ع)
مجمع جهاني اهل بيت
سايت امام خميني (ره)
ظهور سبز
آخرالزمان و مهدويت
ضد منافق
آرمگدون(جبهه فرهنگی ضد صهیونیزم)
سوشيانس
عصر موعود
کانون شيفتگان حضرت قائم (عج)
مسجد مقدس جمکران
وبلاگ ترويج فرهنگ غني مهدويت
دريچه اي بسوي ملکوت
مردي از سرزمين آفتاب
سينما و صهيونيزم
محبان مهدي (عج)
کمک به حزب الله
پاسدار
مناظره يک جوان مسلمان با مسيحيان ايراني

خبر نامه

نام:

ايميل:

 
موضوعات وبلاگ
جستجو در وبلاگ
ParsiBlog.com پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ فارسي