هفته سوم آذر 84 - الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية علي بن ابيطالب (ع)

خانه |صفحه ي مشخصات | پست الکترونيک | امروز : 3 بازديد

+ سخنراني حاج حسين الله کرم

            

سخنراني حاج حسين الله کرم در مراسم تشييع شهيدان گمنام


 


بسم الله الرحمن الرحيم


سلام بر شهيداني که در شب عمليات به ديدار مهدي موعود شتافتند و از آن پس تاکنون، فقط او را همدم تنهايي شب‌هاي خويش يافتند.


سلام بر شهيداني که سال‌هاي سال تنها زائر شب‌هاي جمعه شان مادر رزمندگان، زهراي اطهر سلام الله عليه بوده است.


سلام بر پهلوهاي شکسته که روضه ديوار و در همراه دارند.


سلام بر سرهاي جدا و پيکرهاي خرد شده‌اي که دل‌ها را عاشورايي مي‌کنند.


سلام بر شهيداني که امروز ساحل چشم امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف را باراني کرده‌اند.


سلام بر شهيداني که امروز چراغ کوچه‌هاي دل ما را از شعف چراغاني کرده‌اند تا سنگفرش قدم امام زمان گردد.


سلام بر شهيداني که حفظ ياد و نامشان نيز ارزش شهادت دارد.


سلام بر لاله‌هاي گمنامي که يک ملت برادر و خواهر دارند که امروز با پرچم چفيه و چادر و قلبي محزون به تشييع پيکرهاي مقدستان آمده‌اند.


اي شهيدان امروز آمده‌ايم تا در درياي وجودتان غوطه‌ور شويم.


آمده‌ايم تا بار ديگر روزهاي مقاومت را مروري دوباره کنيم.


آمده‌ايم تا گزارش دهيم بعد از شما چه کرده‌ايم؟ آيا راه امام و شهيدان را رفته‌ايم؟ يا در هر مرحله عذري آورده‌ايم؟ راستش شرمنده قدوم خونين شمائيم، چرا که هنوز خون شما خشک نشده بود، عده‌اي دست به تغيير مفاهيم ارزشي و انقلابي زدند، يکبار به نام توسعه، نابرابري‌ها را افزايش، فقر و فساد را گسترش و فاصله طبقاتي را عميق‌تر کردند. بار ديگر به نام آزادي، علاوه بر تداوم راه به اصطلاح توسعه، با انحصارطلبي تبعيض را حاکم و عدالت را به مسلخ و ارزش‌ها را به تمسخر کشيدند.


و سر انجام هر دو دسته، در اثر شکم‌هاي برآمده از حرام راي به تغيير استراتژي مقاومت به سازش دادند و گفتند در عصر جهان تک قطبي، راه‌کار ديگري جز پذيرش اصلاحات مورد نظر جريان سلطه را ندارند. اما ديري نگذشت که شاهد شکوه مقاومت در جنوب لبنان بوديم که با بيرون راندن اشغالگران خون‌آشام اسرائيلي به پيروزي شگفتي رسيده و خط بطلان بر استراتژي سازش و تسليم کشيدند و ما نيز به طور عيني عملي شدن سخنان پير جماران را مشاهده کرديم که راه و رسم مقاومت کورشدني نيست، آري در اين شرايط بود که همه‌چيز زير و رو شد. در اين ميان گرچه جريان سازش و و توسعه‌گراي بي‌عدالت و آزادي‌خواه انحصارطلب به شدت به تکاپو افتادند و بيرون از هر قاعده‌اي دست به سوي بيگانگان دراز کردند و با تحصن در مجلس ششم به تحريم انتخابات دست زدند و مردم را به مقاومت مدني (بخوانيد شورش) دعوت کردند، ولي درخشش سرخي مقاومتي که اين بار همگان را از لبنان و تداوم راه شهيدان فرا خوانده بود. و رهبري‌ئي که بي‌منت تداوم مقاومت را در عدالتخواهي و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض مي‌داشت دست رد بر سينه جريان سازش با سلطه زد و جريان عدالتخواهي با حضور گسترده مردم در پيروي از رهبري شکل گرفت و اکنون با ورود قدم خونين شما، شفق پيروزي در آژانس شوراي حکام انرژي درخشيدن گرفت و جهان سلطه، در برابر ايستادگي ايران اسلامي سر خم کرد زيرا دولت عدالت‌خواه با مصوبه مجلس اصولگرا ملزم به اخراج جاسوسان هسته‌اي در صورت ارسال پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت شده بود . از اين رو سلطه‌گران براي حفظ جاسوسان هسته‌اي در ايران، نه تنها عقب‌نشيني از مواضع قبلي کردند بلکه همکاري‌هاي ايران را با آژانس اتمي ستودند.


 


 


اي شهيدان!


 امروز شاهد تحقق سخنان رهبري فرزانه‌ايم که فرمودند هر گاه مقابل جريان حرام‌خوار و مفاسد اقتصادي بايستيد به اعتراض برمي‌خيزند و در مرحله بعد فرياد ميزنند و در نهايت (مرحله سوم) نعره آنان را خواهيد شنيد.


از اين‌رو جريان سازشي که در طول 16 سال گذشته طبقه ثروت ـ قدرت را به وجود آورده بود ابزارهاي لازم را در ستاد ضدعدالت جمع‌آوري کردند و قبل از آغاز حاکميت اصول‌گرا دست به کار شدند تا بدين ترتيب جلوي برقراري عدالت را گرفته يا آن را به تاخير اندازند.


 


لذا توجه همگان را به نکات زير جلب مي‌نمايم:


1. برنامه چهارم توسعه به گونه‌اي تنظيم شده است تا با 9 هزار ميليارد تومان کسري بودجه، امکان هرگونه اجراي عدالت را ناممکن سازد، البته بدهي 40 ميليارد دلاري بالقوه و بالفعل که با بيع متقابل به 100 ميليارد دلار بدهي بالغ مي‌گردد در اين برنامه لحاظ نشده است.


 


2. ساختار برنامه‌هاي 4 گانه براي دست‌يابي به چشم‌انداز 20 ساله، بر اساس سخنان آقاي سيدمحمد خاتمي که در اجلاس اخير مجلس خبرگان ادا گرديد، به گونه‌اي است که سه برنامه 5 ساله آن بايد براساس رشد اقتصادي تنظيم گردد. تا در برنامه آخر امکان تحقق عدالت حاصل گردد، لذا آقاي خاتمي در همان مجلس مي‌گويد که در برنامه چهارم توسعه (اول چشم‌انداز) فاصله طبقاتي و فاصله دهک‌هاي پايين و بالاي جامع افزايش خواهد يافت (يعني از حدود 1 به 5/19 تبديل به 1 به 21 افزايش خواهد يافت)


 


3. آقاي هاشمي رفسنجاني در سخنراني اجلاس ائمه جمعه مي‌گويد:


الف) اگر رشد 8 درصدي در برنامه چهارم رخ ندهد، کشور به زانو در خواهد آمد، آن هم به گونه‌ي که پس از 4 سال آتي ديگر نمي‌توان جلوي آن را گرفت.


ب) جامعه کنوني به دو قطب تقسيم شده که يک قطب تهاجم مي‌کند و مديران شايسته را کنار مي‌گذارد که اگر تداوم يابد، قطب ديگر هم دست به تهاجم زده وحدت جامعه بر هم خواهد خورد.


ج) از آنجا که کوچکترين موضع‌گيري مسؤولين ايراني تحليل جهاني مي‌شود و توسط بوق‌هاي تبليغاتي جهاني بر عليه ايران به‌ کار گرفته مي‌شود مي‌بايستي کليه مسؤولين در موضع‌گيري خود دقت لازم را داشته باشند (اين بحث ناظر بر اظهارات دکتر احمدي‌نژاد پيرامون محو اسرائيل اشغال‌گر از صفحه فلسطين اشغالي است)


 


4. آقاي حسن روحاني نيز در سخنراني اجلاس ائمه جمعه، ضمن مقايسه سه دولت هاشمي، خاتمي و احمدي‌نژاد، اولي و دومي را ميانه‌رو و دولت احمدي‌نژاد را بازگشت به وضعيت سال‌هاي 1368 (يعني دوران اوليه پس از جنگ تحميلي که ايران داراي سياست راديکالي مي‌باشد) مي‌شمرد.


او ميانه‌روي هاشمي را که موافق طبع جهان سلطه است حاصل دو وجه ميداند که وجه اول در چارچوب نامه‌نگاري هاشمي و صدام که منجر به آزادسازي آزادگان گرديد مي‌باشد و وجه دوم موضع‌گيري‌هاي هاشمي در محکوميت تهاجم صدام به کويت است او در ادامه سخنراني دولت خاتمي را به دليل دادن آزادي در داخل کشور ميانه‌رو مي‌داند. وي معتقد است احمدي‌نژاد در دو بحث (محو اسرائيل که منجر به بيانه محکوميت‌آميز کوفي عنان و شوراي امنيت گرديد و بحث


دوم را عملکرد دولت احمدي‌نژاد در اجلاس سپتامبر شوراي حکام انرژي اتمي مي‌داند که منجر به قطعنامه تهديدآميز سران حکام در ارسال پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت گرديد) وضعيت ايران را به سال‌هاي اوليه پس از جنگ تحميلي به عقب برده است.


حسن روحاني در نهايت مي‌گويد که عدم به کارگيري مديران موجب زيرزميني شدن آنان مي‌گردد و امنيت داخلي را با چالش رو به‌رو مي‌سازد.


 


فصل مشترک گفته‌هاي آقاي هاشمي و حسن روحاني را مي‌توان در کنار گذاشتن مديران شايسته (از ديدگاه اين دو تن) دانست به طوري که هرگونه تداوم آن موجب بر هم زدن وحدت و اخلال در امنيت داخلي است (البته در بطن اين گفته‌ها نوعي تهديد عليه دولت احمدي‌نژاد مطرح است) در تحليل مطالب فوق، به طور کلي مي‌توان گفت: اولا اگر جريانات داخلي معتقد به دموکراسي (اسلامي يا سکولار) ‌اند بايد بدانند که احمدي‌نژاد  با اخذ حدود 18 ميليون راي به عنوان رئيس‌جمهور منتخب، در بکارگيري همکاران خود آزاد مي‌باشد. البته آزادي مخالف در هرگونه دموکراسي، براساس آزادي بيان و انتقاد به منظور ايجاد چالش موثر در کسب آراء در مراحل بعدي انتخابات مي‌باشد اين در حالي است که هر گونه شيوه تهديد مذموم تلقي مي‌گردد.


 


ثانياً اگر منتقدين دولت احمدي‌نژاد معتقد به اجراي سياست‌هاي کلي از سوي رهبري انقلاب مي‌باشند توجه آنان را به بخش‌هايي از سخنان رهبر فرزانه انقلاب جلب مي‌نمايم.


1-       در حالي که زمان کوتاهي از تشکيل دولت گذشته است، برخي که در بعضي مسايل 5 سال صبر کرده‌اند، پاي بر زمين مي‌کوبند که چرا فلان کار نشده است.


2-       متاسفانه به رغم گذشت 5/2 ماه از آغاز کار دولت جديد، برخي توقعات و انتظاراتي مطرح مي‌شود که 6ماه و يک سال بعد از آغاز کار دولت‌هاي قبل مطرح نمي‌شد.


3-       بايد ضمن تاکيد بر مشترکات و محکمات نظام، از هر گونه اقدام و سخني که باعث عميق‌تر شدن کدورت‌هاي  دوران انتخابات مي‌شود جدا پرهيز کرد.


4-       امروز بحمدالله رئيس‌جمهور محترم و دولت با شعارهاي انقلابي و حرکت و تلاش جدي براي آن آماده و همه بايد از دولت و رييس‌جمهور حمايت کنند و به آنان کمک کنند.


5-       اظهارات و انتقادها و مطالب برخي روزنامه‌ها به دولت غيرمنصفانه است.


6-       از طرح هر مسئله که فضاي همدلي و همکاري را تضعيف مي‌کند بايد استغفار کرد.


 


 از اين رو ستاد ضدعدالت بداند که اگر تابع رهبري‌اند بايد از حر‌ف‌هايشان استغفار کنند و برعکس آن، دولت را کمک کنند و چنانچه تابع دموکراسي‌اند تنها و تنها در استفاده از آزادي بيان و انتقاد، مي‌توانند در راستاي کسب آرا در مرحله بعدي بکوشند و از هرگونه تهديد دولت منع مي‌باشند. ستاد ضدعدالت معتقد به کنار گذاشتن مديران شايسته مي‌باشد بداند کساني که برکنار شده‌اند عمدتاً شامل يکي از موارد زيراند:


 


1-       افرادي که در 15 هيئت مديره حضور داشته و از هريک مبلغ 2 ميليون تومان حقوق دريافت مي‌کرده‌اند.


2-       روساي بانک‌هايي که 60 درصد تسهيلات بانکي را در اختيار 3% افراد جامعه گذاشته‌اند و منابع مالي و بانکي فعال در بورس داخلي را به سوي بورس دبي برده‌اند.


3-       آن‌هايي که با شعارخصوصي‌سازي آمده‌اند، ولي در برخي از بخش‌ها تا 508 برابر حجم سرمايه‌گذاري دولتي را افزايش داده‌اند.


4-       60 تن از معاونين و مديران کلي که دوسال قبل 5/1 ميليارد دلار براي ايجاد کارخانه


سيمان دريافت کرده‌اند لکن هنوز در برپايي آن اقدامي به عمل نياورده‌اند.


 


البته توجه ستاد ضدعدالت را به عملکرد جريان عدالت‌خواه در اين مدت کوتاه در موارد زير جلب مي‌نمايم.


1-       واگذاري سهام عدالت به 8 ميلون نفر که قرار است قبل از پايان سال جاري به آنها تحويل گردد.


2-       برگزاري جلسات هيئت دولت در مناطق محروم کشور مانند خراسان جنوبي و... که موجب گرديد طرح‌هايي که بايد چند سال در بوروکراسي دولت رفت‌و‌آمد مي‌کرد، ظرف چند روز حضور هيئت دولت انجام گرديدند.


3-       واگذاري هزاران ميليارد تومان تسهيلات براي ساخت 7 هزار روستا و گازرساني به 9 هزار روستا


4-       افزايش 50 درصدي جوايز صادراتي


5-       تاسيس صندوق مهر رضا براي حمايت از اشتغال و ازدواج جواناني که حسرت دريافت 500 هزار تومان وام از بانک‌هايي داشتند که وام‌هاي ميلياردي به خواص واگذار ميکنند.


6-       اساسي‌ترين حرکت دولت در ديپلماسي همه‌جانبه شکل گرفت که قدرت‌هاي بزرگ چاره‌اي جز عقب‌نشيني در مقابل ايستادگي و مقاومت ملت در حفظ حقوق هسته‌اي ايران اسلامي را نداشت. جالب اينکه حتي تا چند روز قبل از اجلاس نوامبر آژانس هسته‌اي، ستاد ضدعدالت پيشنهاد تعطيلي کارخانهUCF اصفهان را براي جلوگيري از ارسال پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت را تبليغ کرده و تنها راه چاره مي‌دانست.


در پايان چند تذکر را اعلام ميداريم


1-       مجلس اصولگرا بداند که اولويت وزرا براي رييس‌جمهور در چارچوب دست‌هاي پاک – همدلي با کابينه قرار دارد. البته تخصص و تعهد و... نيز مورد توجه است و از آنجا که در وزارت نفت با چهره‌هايي که داراي تابعيت دوگانه‌اند به طوري که برخي در قراردادهاي نفتي به 10 ميليارد دلار اختلاف متهم مي‌باشند. مي‌توان چارچوب دست‌هاي پاک – همدلي را بهتر درک کرد از اين رو به نظر مي‌رسد که مجلس اصولگرا تحت تاثير ستاد ضدعدالت در «نه» سوم به رييس‌جمهور بازي خورده است.


2-       توجه رياست محترم قوه قضائيه را به اين نکته جلب مي‌کنيم که اگر امنيت سرمايه را در يک روي سکه قرار دهيم، مبارزه با مفاسد اقتصادي در روي ديگر آن سکه قرار خواهد گرفت و از آنجا که اعلام اسامي مفسدان اقتصادي، نوعي بازدارندگي مي‌آورد بهتر است با ارائه لايحه‌اي درخواست قانوني شدن اعلام اسامي را تعقيب نمايد.


3-       به شهردار تهران هشدار مي‌دهيم بي‌توجهي در استقبال از تشييع پيکر 110 شهيد گمنام هرگز قابل بخشش نيست زيرا ايشان علاوه بر همرزم بودن با اين شهدا، در زمان انتخابات رياست جمهوري و براي گرفتن راي از مردم در تلويزيون به شدت در رثاي شهدا گريست و از سوي ديگر وقتي شهردار تهران شد، شاهد تعداد بسيار متعددي از پلاکاردهايي مبني بر خير مقدم بوديم چنانچه خيابان بهشت (محل شهرداري) به خيابان پلاکاردآباد تبديل شده بود حال سوال اساسي اين است که آيا عدم استفاده از حتي يک پلاکارد در رثاي 110 شهيد گمنام در مقابل شهرداري تهران و شوراي شهر تهران که در مسير حرکت کاروان شهدا قرار داشت را در چارچوب داستان طلحه و زبير بايد جست‌وجو کرد يا اينکه بگوييم چون اين شهيدان گمنام‌اند و کسي را ندارند به آنها بي‌توجهي کرده‌ايد. آقاي شهردار اگر يک قهرمان فرضا ورزش تکواندو به کشور بيايد چند پلاکارد در استقبال آنها زده خواهد شد. راستش را بگوييد آيا اين 110 شهيد براي شما و امثالهم ارزش درج يک پلاکارد را نداشتند. به هرحال بدانيد که امروز انسان‌هايي بي‌شماري چفيه‌ها و چادرهاي مشکي خود را پلاکارد خير مقدم به شهداي گمنام کردند.


نوشته شده توسط محمد امين احسن مقدم در سه‏شنبه 15/9/1384 و ساعت 7:31 صبح | نظرات ديگران()
+ ترجمه خطبه 3 نهج البلاغه

            

ترجمه خطبه 3 نهج البلاغه


( معروف به خطبه شِقشِقية که درد دل هاي امام (ع) از ماجراي سقيفه و غصب خلافت در اين خطبه مطرح است)


 


1- شِکوه از ابابکر و غصب خلافت : آگاه باشيد! به خدا سوگند! ابابکر، جامه ي خلافت را بر تن کرد، در حالي که مي دانست جايگاه من نسبت به حکومت اسلامي، چون مِحوَر آسياب است به آسياب، که دور آن حرکت مي کند. او مي دانست که سيل علوم از دامن کوهسار من جاري است، و مرغان دور پرواز انديشه ها، به بُلَنداي ارزش من نتوانند پرواز کرد. پس من رَداي خلافت راها کرده و دامن جمع نموده از آن کناره گيري کردم و در اين انديشه بودم که آيا با دست تنها براي گرفتن حقّ خود به پاخيزم؟ يا در اين محيط خفقان زا و تاريکي که بوجود آوردند، صبر پيشه سازم؟ که پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار ا‍‏ندوهگين نگه مي دارد!. پس از ارزيابي درست، صبر و بردباري را خِرَدمندانه تر ديدم. پس صبر کردم در حالي که گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود. و با ديدگان خود مي نگريستم که ميراث مرا به غارت مي بردند!. تا اينکه خليفه اوّل، به راه خود رفت و خلافت را به پسر خَطاب (لعنت الله) سپرد.


2- بازي ابابکر با خلافت


سپس امام (ع) مَثلي را با شِعري از أَعشي عنوان کرد: مرا با بردار جابر، «حيّان» چه شباهتي است؟ (من همه ي روز را در گرماي سوزا‏‏ن کار کردم و او راحت و آسوده در خانه بود!). شگفتا! ابابکر که در حيات خود از مردم مي خواست عذرش را بپذيرند، چگونه در هنگام مرگ، خلافت را به عقد ديگري در آورد؟. هر دو از شتر دوشيد‏ند و از حاصل آن بهره مند گرديدند.


3- شِکوه از عمر(لعنت الله) و ماجراي خلافت: سرا‏نجام اوّلي حکومت را به راهي در آورد، و به دست کسي (عمر لعنت الله ) سپرد که مجموعه اي از خشونت، سخت گيري، اشتباه و پوزش طالبي بود. زمامدار ماننده کسي که بر شتري سکش سوار است، اگر عَنان محکم کشد، پرده هاي بيني حيوان پاره مي شود، و ا‏گر آزادش گذارند، در پرتگاه سقوط مي کند. سوگند به خدا! مردم در حکومت دومي، در ناراحتي و رنج مهمّي گرفتار آمده بودند، و دچار دورويي ها و اعتراض ها شدند، و من در اين مدت طولاني محنت زا، و عذاب آ‏ور، چاره اي جز شکيبايي  نداشتم، تا آن که روزگار عُمَر (لعنت الله) هم سپري شد.


4- شِکوه از شوراي عُمَر (لعنت الله) : سپس عُمَر خلافت را در گروهي قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان مي باشم! پنا بر خدا از اين شورا! در کدام زمان در برابر  شخص اوّلشان در خلافت مورد تردید بودم، تا امروز با اعضای شورا برابر شوم؟ که هم اکنون مرا همانند آنها پندارند؟ و در صَف آنها قرارم دهند؟ ناچار باز هم کوتاه آمدم، و با آنان هماهنگ گردیدم. یکی از آنها با کینه ای که از من داشت روی بر تافت، و دیگری دامادش را بر حقیقت برتری داد و آن دو نفر دیگر که زشت است آوردن نامشان.


5- شِکوه از خلافت عثمان : تا آن که سومی به خلافت رسید. دو پهلویش از پرخوری باد کرده، همواره بین آشپزخانه و دستشویی سرگردان بود، و خویشاوندان پدری او از بنی امیّه به پاخاستند و همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه ای که به جان گیاه بهاری بیفتد، عثمان آنقدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد و اعمال او مرد‏م را برانگیخت، و شکم بارگی او نابودش ساخت.


6- بیعت عمومی مردم با امیرالمومنین (ع) : روز بیعت، فراوانی مردم چون یال های پر پشت کفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند، تا آن که نزدیک بود حسن و حسین (علیهما السلام) لگد گردند،  و رَدای من از دو طرف پاره شد. مردم چون گله های انبوه گوسفند مرا در میان گرفتند. امّا آنگاه که به پاخاستم و حکومت را به دست گرفتم، جمعی پیمان شکستند و گروهی از اطاعت من سر باز زده از دین خارج شدند، و برخی از اطاعت حق سر بر تافتند، گویا نشنیده بودند سخن خدای سبحان را که می فرماید : « سرای آخرت را برای کسانی برگزید‏یم که خواهان سرکشی و فساد در زمین نباشند و آینده از آن پرهیزکاران است» آری! به خدا آن را خوب شنیده و حفظ کرده بود‏ند، امّا دنیا در دیده ی آنها زیبا نمود، و زیور آن چشم هایشان را خیره کرد.


7- مسئولیت های اجتماعی : سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آ‏فرید، اگر حضور فراوان بیعت گنندگان نبود، و یاران حجّت را بر من تمام نمی کردند، و اگر خداوند از علمای عهد و پیمان نگرفته بود که برا‏بر شکم بارگی ستمگران، و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن ا‏نداخته، رهایش می ساختم، و آخر خلافت را به کاسه ی ا‏وّل آن سیراب می کردم. آنگاه می دید‏ید که دنیای شما نزد من از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است.


گفتند : در اینجا مردی از اهالی عراق بلند شد و نامه ای به دست امام (ع) داد و امام (ع) آن را مطالعه می فرمود، گفته شد مسائلی در آن بود که می بایست جواب می داد. وقتی خواندن نامه به پایان رسید، ابن عبّاس گفت: یا امیرالمومنین! چه خوب بود سخن را از همانجا که قطع شد آغاز می کردید؟ امام (ع) فرمود: هرگز! ای پسر عبّاس، شعله ای از آتش دل بود، زبانه کشید و فرونشست، ( ابن عبّاس می گوید، به خدا سوگند! بر هیچ گفتاری مانند قطع شدن سخن امام(ع) این گونه اندوهناک نشدم، که امام نتوانست تا آنجا که دوست دارد به سخن ادامه دهند.) ]


 


یا علی مددی


نوشته شده توسط محمد امين احسن مقدم در سه‏شنبه 15/9/1384 و ساعت 6:53 صبح | نظرات ديگران()
+ انقلاب و خطر فقر نرم افزاري -(5)-

            


انقلاب و خطر فقر نرم افزاري :: شماره 5


اينها صرف‌الاسم‌ است. شما بحثهايي که پوزيتيسها کرده‌اند نگاه کنيد. تمام اينها را مي‌گويند.مي‌گويند تمام ارزشهاي اخلاقي و تمام گذاره‌هاي مابعدالطبيعي همه بي‌معني و پوچ است. معناي واقعي نامها کجاست؟ آنجايي که سود مادي همه مباني حقوقي، اخلاقي و عدالتخواهي را بي‌معني مي‌کند و زير سؤال مي‌برد. اين يک جريان و يک خطر بالفعل براي انقلاب است و در واقع آخرين پيامهايي است که نسل قبل از شما دارد به شماها منتقل مي‌کند. ذهنهايي که اين‌ها را ترويج مي‌کنند و ترجمه مي‌کنند، ذهنهاي به شدت قشري و خشکيده‌ هستند وتا حالا کار زيادي دست بشر داده‌اند. ذهنهايي که اصلاً روي ملاج اين‌ها و روي خلاقيت اين‌ها باران نباريده وبا اين مفاهيم ارزشي حتي يکبار هم آشنا نشده‌اند. والا کيست که نداند تمرکز بي‌قيد و شرط سرمايه‌هاي انبوه براي مصارف شخصي و به نفع يک اقليت فاسد مبتني بر غصب و اسراف وتبذير و ربا،اين‌ها با ايدئولوژي ماترياليسم در غرب ودر جهان تئوريزه شد و ناخدايان سرمايه‌داري ليبرال صريحاً گفته‌اند که به تقدم ماده معتقدند و اين ماترياليسم اگر روزگاري معنا داشت، ديگر امروز خيلي ابلهانه و ارتجاعي است . امروز هر کسي در سطح مفاهيم سياسي بزرگ مثل دولت و فلسفه قدرت، از عدل و ارزشها حرف بزند، او را فناتيک و ضد‌استاندارد لقب مي‌دهند و ضد‌استاندارد خونش در همه جاي دنيا مباح است. احزاب نامرئي که بلدند چطور حکومتهاي انقلابي را بدون براندازي بازسازي بکنند و پوستش را حفظ بکنند و محتوياتش را تغییر بدهند و پشت همین استانداردهای جهانی قایم بشوند. صریحاً مي‌گویند که موضوع سیاست قدرت است نه حقیقت، نه فضیلت و نه عدالت. این‌ها دیني‌ترین و زنده‌ترین انقلابها را مي‌توانند به روش تاکسي‌درمی تزئین کنند و خشکش کنند و به تماشا بگذارند. بطوری که آن جنبش بزرگ با آن مفاهیم عالی هم باشد و هم نباشد . به قول سلمان فارسی وقتی که دید بعد از فوت پیامبر ریختند به خانه علی و علی را به زور کشیدند به سمت مسجد برای بیعت. آنجا دارد که بعضی از اصحاب خاص حضرت امیر دست به شمشیر به چشم علی نگاه مي‌کردند که ایشان فرمان درگیری بدهند و حضرت امیر با چشمش اشاره کرد که کاری نکنید. آنجا دارد که سلمان فارسی کنار کوچه ایستاده بود و دید که دارند با علی چه مي‌کنند. وقتی که حضرت امیر علامت داد که کاری نکنید.این دورانی است که باید تحمل کرد. دوران سکوت برای وحدت. و دوران قیام برای عدالت بعداً خواهد رسید. آنجا دارد که سلمان فارسی وقتی که دید عمامه‌ علی را به گردنش انداخته‌اند و دارند او را مي‌برند، به دیوار تکیه کرده بود و رو کرد به مردم و با لهجه فارسی گفت: کردید و نکردید.خطاب به آن جامعه و وارثان انقلاب پیامبر گفت کردید و نکردید. مسلمانی کردید و نکردید. حفظ ظواهر کردید اما باطنش را به باد دادید. مغز انقلاب را فدای قشرش کردید و مضمون انقلاب را فدای فرمش کرید. در این شرایط و بعد از تثبیت یک انقلاب، اگر نسل دوم و سوم انقلاب از مفاهیم انقلابی و از ارزشهای انسانی در جامعه بعد از انقلاب، جانانه و ابوذری دفاع نکنند و قیام نکنند و حتی اگر سخت افزار انقلاب حفظ بشود، نرم‌افزارش عوض مي‌شود.


نوشته شده توسط محمد امين احسن مقدم در سه‏شنبه 15/9/1384 و ساعت 6:47 صبح | نظرات ديگران()
درباره خودم
محمد امين احسن مقدم[50]
بنده ي از بندگان خدا
لينک به وبلاگ
منوي اصلي
 RSS 
صفحه نخست
پست الکترونيک
صفحه ي مشخصات
خانگي سازي
ذخيره کردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
نوشته هاي پيشين
هفته سوم آبان 84 [5]
هفته چهارم آبان 84 [3]
هفته نخست آذر 84 [2]
هفته دوم آذر 84 [3]
هفته سوم آذر 84 [3]
هفته چهارم آذر 84 [5]
هفته نخست دی 84 [4]
هفته دوم دی 84 [2]
هفته چهارم بهمن 84
هفته نخست اسفند 84 [2]
هفته دوم اسفند 84 [2]
هفته سوم اسفند 84
هفته نخست فروردين 96

آمار وبلاگ

مجموع بازديدها : 6491
پيوندها



















ظهور عشق
ارميا
سايت امام عصر
سايت حضرت مهدي (عج)
سايت منجي
سايت امام المهدي
انديشه قم
پاسخ پرسش هاي ديني شما
مجله مذهبي خيمه
نشريه خورشيد مکه
سايت سبکبالان
سايت دکتر احمدي نژاد
سايت آل شيعه
سايت امام علي(ع)
مجمع جهاني اهل بيت
سايت امام خميني (ره)
ظهور سبز
آخرالزمان و مهدويت
ضد منافق
آرمگدون(جبهه فرهنگی ضد صهیونیزم)
سوشيانس
عصر موعود
کانون شيفتگان حضرت قائم (عج)
مسجد مقدس جمکران
وبلاگ ترويج فرهنگ غني مهدويت
دريچه اي بسوي ملکوت
مردي از سرزمين آفتاب
سينما و صهيونيزم
محبان مهدي (عج)
کمک به حزب الله
پاسدار
مناظره يک جوان مسلمان با مسيحيان ايراني

خبر نامه

نام:

ايميل:

 
موضوعات وبلاگ
جستجو در وبلاگ
ParsiBlog.com پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ فارسي