اي شکوه حماسه در سراپرده حيرت! اي زخم خوره نينوا! اي بانوي خورشيدهاي دربند! اي زينب قهرمان! تو که خود، وسعتي به اندازه همه سوگ هاي آفرينش داشته اي، تو که خود درياي بي کران اشک را، ساحل بودي، چگونه بايد بر تو سوگواري نمود که ما سوگواري را از تو يادگار داريم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباري اش، به گوش تاريخ رساندي و اگر اين حنجره صبوري نبود، و اگر آن نطق آتشين تو در کاخ استبداد يزيديان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در هزار توي کوچه هاي تاريخ به دست فراموشي سپرده مي شد.
نوشته شده توسط محمد امين احسن مقدم در پنجشنبه 27/11/1384 و ساعت 7:24 صبح |
نظرات ديگران()