::عنوان مقاله::انقلاب و خطر فقر نرمافزاری:: شماره 1سعی میکنم در این جلسه یک نگاه تطبیقی به آنچه که به آن سیاست مدرن میگویند و یا حقوق اساسی سکولار یا دکترین حقوقی وحکومتی امامعلی بن ابیطالب نه بعنوان مکتب، یک بررسی تطبیقی داشته باشیم. گرچه علی روح بزرگی بود در کالبد تنگ جهان و جامعهی دوران علی شایستگی ایشان را نداشت و او بزرگتر از آن جامعه و فراتر از ظرفیت آن مردم بود، اما وقتی نام رفتار علوی یا دولت علوی را میشنویم، باید متوجه باشیم که سخن از یک شخص، هر چند بزرگ، در میان نیست؛ بلکه گفتگو از یک مکتب است که علی نمونه بارز و برجسته تربیت شده این مکتب میباشد. مکتبی که بنیانگذارش پیامبر بزرگ خدا بود و ایشان شاگرد برجسته آن مکتب. او از پیامبر آموخت که جامعه دینی جامعهای است که بدون لکنت زبان بشود حق ضعفا و محرومین را و طبقات پایین جامعه راـ که معمولا قدرت مطالبه حقوق خود را ندارند ـ از صاحبان قدرت و ثروت گرفت. روایت از ایشان نقل شده که فرمودند: «انی سمعت رسول الله..یقول فی غیره مره» من شنیدم که به شکل متواتر در موقعیتهای مختلف، پیامبر این نکته را به زبان آورد که: «لن تقدس امه لا یوخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع» آن امت و جامعهای که حق ضعیفان را نشود بدون لکنت زبان و بدون ترس از اقویا و صاحبان قدرت و ثروت مطالبه کرد، قابل تقدیس و پاکیزه نیست. اینها در واقع تعریف جامعه دینی است. از زبان پیامبر اکرم که استاد و مربی علی بنابی طالب است وحضرت علی فرمود: «اناعبد من عبید محمد(ص) ». یعنی من بندهای از بندگان محمدم و مثل برده در برابر محمدم. یعنی هر چه دارم از اوست.در قاموس علیبنابیطالب (ع) دولت دینی، ضامن عدالت دینی، ضامن حدود خدا، قوانین خدا و حقوق مردم است. حریم مردم، حریم خداست و حقا…؛ منتهی با تعریف دینیش نه با تعریف ماتریالیستی، تعریف لیبرالی و تعریف مارکسیستیاش. تجاوز به حریم انسانها و حقوق مسلم آنها، تجاوز به حریم خداست. این منطق علیبنابیطالب است و بارها در نهجالبلاغه به تعابیر مختلف آوردهاند. و باز ایشان از پیامبر اکرم نقل کردهاند که پیامبر فرمود: «من قتل دون حقه فهو شهید». هر کس برای دفاع از حق وحقوقش، چه حقوق معنوی یعنی کرامت و عزت انسانیش و چه حقوق مادیاش، یعنی در مبارزه با ظلم کشته بشود شهید راه خداست. این یکی از پاسخها به کسانی است که بارها گفتهاند و مینویسند دین سراسر تکلیف است وحق و حقوق در دین اکرام نشده. چطور از حق و حقوق بشر در دین صحبتی نشده وقتی که پیامبرش میگوید: اگر در راه دفاع از حقوقتان کشته بشوید، انگار در راه خدا کشته شدهاید. شهیدید مثل آنهایی که در جنگ احد و خندق در رکاب حضرت محمد شمشیر زدند و کشته شدند. منتهی نه حقوق تنها. حقوق توام با تکلیف. حقوقی که متقابلاً منشا مسئولیتهایی است. در دیدگاههای توتالیتر و نظامهای استبدادی مردم فقط تکلیف دارند و حقوقی ندارند. در نظامهای ماتریالیستی و لیبرال سرمایهداری که بر اساس غرایز انسان بنا شده مردم طبق ادعای تئوریک، فقط حقوق دارند و از مسئولیتهای انسان نباید حرف زد.موضوع مطلب : بسم الله الرحمن الرحیم دوستان عزیز قصد دارم در طی چند پست مقاله ای از دکتر رحیم پور ازغدی بنویسم امید وارم که مورد قبول شما باشد انشا الله موضوع مطلب : ویژگىهاى منافقین «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکر الله اولئک حزبالشیطان الا ان حزبالشیطان هم الخاسرون» (سوره مجادله، ایه19) شیطان بر آنها چیره شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده است، آنها حزب شیطانند بدانید حزب شیطان زیانکارانند. آیات قبل از این آیه بخشى از توطئههاى منافقان را بر ملا مىسازد و آنها را با نشانههایشان به مسلمانان معرفى مىکند. اینک به اوصاف انان توجه کنیم و از شر آنان به خدا پناه ببریم: 1. گمراه و گمراه کنندهاند، در ظاهر اظهار اسلام و ایمان کرده، ولى در قلب به هیچ معیارى از اصول اسلام ایمان ندارند. 2. لغزشکار و لغزانندهاند، اینان چون در زندگى هدف مشخصى ندارند دچار لغزش و اشتباه مىشوند و دیگران را نیز به اشتباه مىاندازند. 3. به رنگهاى مختلف در میآیند و به فنون گوناگون دست مىزنند. به صورت حزب، گروه، جمعیت متشکل مىشوند و در مواقع حساس با جهت گیریهاى به اصطلاح عوامفریب مردم را فریب مىدهند. 4. در همه جا کمین مىکنند تا نقطه ضعفى از رهروان حقیقى اسلام به دست اورند و به وسیله سم پاشىهاى خود آنان را از صحنه به در کنند و از پاى دراورند. 5. آنان در دل بیمار و در ظاهر آراستهاند، در زندگى سیاسى ـ اجتماعى آن چنان برخورد مىکنند که در ظاهر اشکالى به آنان نمىتوان گرفت ولى درونشان پر از کینه ریاستطلبى، سودجویى و فتنهانگیزى است. 6. حرکت آنان در خفا بوده و هم چون نفوذ میکرب در بدن بیمار، در خون جامعه نفوذ مىکنند مردم را با صحنهسازیهاى فریبنده در مقابل مسؤولین قرار مىدهند و از راههاى گوناگون ذهن بعضی مسؤولین را نسبت به افراد فعال دلسوز متدین بدبین ساخته سازشکاران و منحرفین را در نظر آنان ارزشمند جلوه مىدهند و با از صحنه خارج ساختن افراد صادق، افراد مورد نظر خود را جایگزین مىنمایند. 7. در پرداختن به مسائل درمان مىدهند و سخنانشان شفابخش است ولى عملشان درد درمانناپذیر است. در سخنرانىها مشکلات دینى و معیشتى مردم را مطرح مىکنند و در جراید بهترین تحلیلها و راهحلهاى سیاسى را ارائه مىدهند ولى در عمل دست به کارشکنى، جاسوسى و توطئه مىزنند که قابل جبران نیست. 8. نسبت به رفاه مردم حسادت مىورزند و امید مردم را به نومیدى و یاس تبدیل مىکنند. 9. در هر راهى (مسلمان راستین را) به هلاکت رسانده به هر دلى (جهت القا شیطنت از طریق واسطهها) راهى و براى هر اندوهى اشک تمساح مىریزند. 10. از همدیگر تمجید کرده انتظار پاداش دارند. از این رو مشاهده مىکنیم هنگامى که گروهى توطئهاى را به اجرا مىگذارند دیگر گروهها به اعلام موضع، اعلام پشتیبانى و مدیحهسرایى از آن توطئه مىپردازند تا دین خود را به آن گروه نفاقافکن ادا کرده باشند. 11. اگر سوالى را مطرح کردند روى آن اصرار مىورزند و اگر به انتقاد پرداختند پردهدرى مىکنند و اگر در مسئلهاى قضاوت کنند، ستم روا مىدارند. 12. آنان در برابر هر حقى باطلى و هر مستقیمى، انحرافى و هر زندهاى قاتلى تهیه دیدهاند. 13. براى هر درى کلیدى و براى هر شب تاریکى چراغى آماده کردهاند. 14. با اظهار نومیدى مىخواهند به مطامع خود برسند و بازار خود را گرم سازند و کالاى خود را بفروشند. 15. در راه مقاصد خود سخن مىگویند و بدان پوشش حقیقت داده و بدان آرایش و جلا مىدهند، تا از این راه به فزونطلبى اقتصادى و یا قدرتطلبى خود برسند. 16. اینان راه خود را هموار و آماده مىسازند و سپس در تنگناها به بن بست مىکشانند. 17. اینان پیروان شیطان و زبانههاى اتش جهنماند. 18. اینان حزب شیطانند و حزب شیطان زیانکارانند. اولئک حزب الشیطان الا ان حزب الشیطان هم الخاسرون. موضوع مطلب : فقط حیدر امیرالمومنین است منوی اصلی آخرین مطالب آرشیو وبلاگ پیوندها آمار وبلاگ ![]() ![]() ![]() |
||||